عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
مقدمه مترجم 18
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خطاب به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام اى امير عرب اى آنكه خطيب خطبائى * خطبا بندهء شرمنده سخن را تو خدائى از تو پيدا شد و هم طىّ به تو قانون فصاحت * به خدا كز پس يزدان تو مهين خطبه سرائى ما سوى اللّه همگى الكن و از جمله تو افصح * آفرينش همه لال اند زبان چون تو گشائى طاير عقل باوج سخنت خداست رسيدن * قرنها پر زد و ناخن نشدش بند به جائى پسر مريم اگر زنده سه تن كرد بعمرى * صد مسيحا تو بهر دم بدمى زنده نمائى خواست جبريل مگر جاه تو را پايه شناسد * حق بر او بانگ زد و گفت كه بيچاره كجائى من مسكين گدا بين كه ز عشق تو بنازم * بر سلاطين جهان با همه اين بيسر و پائى چشم در ره بود ( انصاريت ) اندر دم مردن * دور از انصاف بود گر بسرش پاى نسائى نويسنده حسن هريسى سال 1327